خانه پدری...
نورِ پدر دارد و بویِ مادر....
توامان امنیت و محبت است...
خانه پدری، به وقت اش شیرین است...
فصلش که بگذرد
طعمش به تلخی می رود
محبتش به اضطراب....
نورش به اندوه...
و زیستن هر روزش سنگین
بودن هر روزش سخت
با آهنگی از بغض، تنهایی و سکوت...
به فصل پاییز خانه پدری رسیدی
باید کوچ کنی....
و الا، سرمایِ زمستانش، گرمیِ جانت را خواهد کشت...
پ ن: پاییز آمده و من هنوز کوچ نکرده ام، به گمانم فصل زمستان در راه است...
حرفهايي براي نگفتن...
ما را در سایت حرفهايي براي نگفتن دنبال میکنید
برچسب: خانه پدری,خانه پدری شعر,خانه پدری فیلم کامل دانلود,خانه پدری کجاست,خانه پدری خوانسار,خانه پدری نوری زاده,خانه پدری فیلم,خانه پدری شبکه باران,خانه پدری یزد,خانه پدری دانلود,
نویسنده:
بازدید: 84
تاريخ: دوشنبه
10 آبان
1395 ساعت: 23:51